تبليغاتX
پاییز خاطره ها
الهام و آزاده
                                                                

                                        

                             به نام آشفتگان دیار سرنوشت

شبی یاد دارم که چشمم نخفت          شنیدم که پروانه با شمع گفت

که من عاشقم گر بسوزم رواست        تو را این گریه و سوز باری چراست

 

عشق یعنی لحظه ای خندیدن و سال ها اشک ندا مت ریختن

عشق یعنی قطره بودن سوختن عشق یعنی راهی دریا شدن

عشق یعنی هدیه ای از اسمان عشق یعنی یک بلای ماندگار

وقتي مي شي نياز من اگه نباشي پيش من اشکاي چشما مو ببين که

مي ريزه به پاي تو بازم که بي قرارمو دلواپس نگاه تو تموم هستي مني

بمون هميشه پيش من اگه شدم عاشق تو نزار که بي تاب بمونم لالايي

شب تويي نزار که بي خواب بمونم

به آساني در يك دقيقه مي توان يك نفر را خرد كرد، مي توان در يك ساعت

يك نفر را دوست داشت، مي توان در يك روز عاشقش شد، اما يك عمر

طول مي كشد تا بتوان يك نفر را فراموش كرد

 

 

ما آدمها هميشه صداهاي بلند و مي شنويم؛پررنگهارو مي بينيم و کارهاي سخت و دوست        

داريم؛غافل از

اينکه خوبها آسون ميان؛بي رنگ مي مونن و بي صدا مي رن

نازنین تویی ترانه ،واسه من تنها بهونه،توی این دور و زمونه،درد من رو کی

میدونه،منم اون عاشق دنیا همدم دیروز و فردا

می خونم تا دم مرگم ،دلم و به تو سپردم،نازنین امید فردا،نازنین تکی تو

دنیا،بهترین بهترینا،تو نگین اسمونها

نازنین بی تو میمیرم اگه  من تو رو نبینم،پس بمون همیشه پیشم من برات

بهونه میشم

 

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم                                         باشد که نباشیم و بدانند که بودیم

 

 

غروب شد ،،، آفتابگردان همچنان بدنبال خوشيد ميگشت ،، ناگهان ستاره

اي به او چشمک زد ، آفتابگردان سرش را پايين اندخت و هرگز بلند نکرد،،

آري گلها هرگز خيانت نمي کنند

  

 

       در دل یاد تو چگونه می میــــرد

یاد تو یاد عشق نخستیـن است

یاد تو آن خــزان دل انگیزیست

کو را هزار جـلـوه رنـگیــن است

       امـا مـن آن شکوفـه اندوهــم

کز شاخه های یاد تو می رویـم

شبهـا تـو را بـه گوشـه تنهائــی

در یـاد آشنـای تـو مـی جویـم   

عزيز مهربونم توي دنيا اگر قرار بود جاي چيزي باشم دوست داشتم
جاي اشک روي صورت تو باشم
تو چشمات متولد بشم
روي پلکات جون بگيرم
روي گونه هات جاري شم
روي لبات بميرم
تا بدوني چقدر دوستت دارم
تا بدوني براي من همه دنيام هستي و تا ابد دوستت دارم بهترينم

مهربون نازنينم،

زيباي دوست داشتنيم

مي دوني که چشماي قشنگ و مهربونت رو خيلي دوست دارم

و دلم مي خواد تا مي تونم به زلاليش خيره بشم و

دوستت دارم رو با تکرار مداوم اسم قشنگت برات زمزمه کنم

زيباي نازنينم هميشه با هم و همراه هميم حتي اگر از هم دور باشيم. دوستت دارم تا هميشه مهربونم

 دوستت دارم بيشتر از معناي واقعي كلمه دوست داشتن. کاش فقط و فقط يه بار صداي قلبمو ميشنيدي که با هر تپش خود اسم تورو فرياد مي زنه و مي گه ...

                                         عاشقانه دوستت دارم تا ابد.....

عزيز دلم بهار باور من هر روز سر سبزتر از هميشه خواهد شد و من اميدوار و صبور در کنار مهربانم، روزهاي خوش دوستي را طي مي کنم. لاله هاي وحشي عشق را تقديم دشت لاجوردي قلبت خواهم کرد. اميدوارم آسمان زندگيت هميشه صاف و شبهاي عشقت پر از ستاره هاي محبت باشد. محبوب من، آنقدر خوبي که من دنياي مهر و عطوفت را از قلب مهربانت هديه گرفته ام. هر گاه به چشمان معصومت نگاه مي کنم، عمق محبت عشق را با تمام وجود درک مي کنم. اي کاش هميشه در کنارم باشي و اين روزهاي پرشور پاياني نداشته باشد. هرگاه آسمان چشمانم ابري و دلم براي ديدنت هوايي مي شود، تو مهربان و دوست داشتني از پس باران چشمهايم مي آيي و با خنده هاي مهربانت مرهمي بر روي زخمهاي کهنه زندگيم مي گذاري. آنقدر دوستت دارم که حتي تمام احساس ها را جمع کني، باور کن باز هم فراتر از آنها دوستت دارم. مي داني تو لايق تمام عشقهاي دنيا هستي. من تمام خوب بودن ها و تمام محبت ها را از تو ياد گرفته ام. دوست دارم در گوش تمام ياس ها فرياد بزنم، تو محبوب جاودان مني، تو محبوب خوب مني

 

  

 

دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن

روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است

 

 

 

هیچگاه چشمانت را برای کسی که مفهوم عشق را نمی فهمد گریان نکن

 

 

زندگی اجبار است مرگ انتظاراست فکر تو تکرار است اگر رفتم تو یادم کن

اگر مردم تو خاکم کن

از ماندنم در این دنیا به مهد خود تو شادم کن

 

 

می گویند شیشه احساسی ندارد اما وقتی روی شیشه بخار گرفت نوشتم

دوستت دارم ارام گریست

 

شاید اگه میدو نستی قطره باران وقتی از ابر ها دور میشه چه حالی داره

اگه می دونستی کشتی ها وقتی از بندر دور میشن بندر چقدر غمگین میشه

اگه می دونستی برگهای درخت کاج وقتی پرنده ها ازش پر میکشن و میرن

چه زود پژمرده می شن اینقدر راحت نمی گفتی خداحافظ

  

 از فـراق دوري تـــو مست و حيـرانـم هنــوز
بـا نـبـودت روز و شب سر در گـريـبـانم هنـوز
حـرف هايـت مي دهـد بـوي صـفـا و همدلي
مـن بــه دنـبـال امـيـد چـشـم زيـبـاتـم هـنـوز
مهربـانـا خنـده ات چون شهد شيـرين عـسل
مـن بـه يـاد خنـده هاي پـر مهر زيبـاتـم هنـوز
کـي بــه آخــر مي رسـد ايـن انتظار من خـدا
من به يادت روز و شب مجنون و فرهادم هنوز

یادته؟

یــادتــه مـنــو تــو بودیــم؟

تــوی این دنـیـای بـی مـهـر   یـــادتـــه تـــرانـه هـــا رو؟

هردو ازوفا می خوندیم

یادمه وقتی می رفتی ؛ من صدات کردم ؛ اما تو رفتی

یـادتـه یه باغـی داشتـیـم؟

که توش گل عشق می کاشتیم  یـه روزی باغ  و گــرفـتـن

دیـدم از ریـا مـی گفتـن

یادته خورشید و داشتیم؟

یــادتــه گــرمـایـی داشتـیــم؟

یــه روزی اونــم گــرفـتـن

جاش شب سرد گذاشتن

یـادته کلبـه ای داشـتـیـم؟

زیــر سـقـف اون مـنــو تـو،دستامـون تـو دست هـم بود

دلامون خالی از غم بود ؛یادمه اینم گرفتن

یـادتـه مـهتـابـو داشتـیـم؟

 یــه شبی اونـم گــرفــتــن

یــادتــه ســتـــاره هــا رو یــه شـبـم اونــا رو چـیــدن

جـاش رنـگ غـم پــاشــیـدن

یـادتـه آسـمـون آبـی رو؟

مـیـونـش رنگین کمـون بـود   هــردو رو بــا هـم گـرفـتـن

دیدم از جفا می گـفـتـن

یـادتــه بـهـاری داشـتـیـم؟

بــارون نــم نــم ی داشـتـیـم   شــــور دلـهـا رو گــرفـتــن

غـم تـو دلا گــذاشتـن

یــادمـه یـه بـیـشـه بود:

 مـیـونـش یــه رود قــشـنـگ  صــدای پــــاک آب بـــود

 

  اول به نام عشق، دوم به نام تو، سوم به ياد مرگ. بر لوح شيشه اي قلبت بنويس: يا تو و عشق، يا من و مرگ

الهامازاده

درعمق چشمان تو چه می گذرد,توکه روحی به وسعت دریا داری

توکه دردوردستها هم مرا ازدعای خیرت بی نصیب نمیگذاری

توکه درکنارت معنای زندگی را فهمیدم.

بایاد تو عاشق بودن راچشیدم.

باتوعاشق بودن را تجربه کردم, پیشانی به خاک وفای تو ساییدم

وباتو خوشبختی را احساس کردم 

 

 زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است .

 

   

                     دختره از دوست پسرش ميپرسه من خوشگلم؟؟پسره ميگه : نه!!!!؟

دختره گفت دوسم داري؟؟پسره گفت : اصلا"!!!!؟دختره گفت اگه بميرم برام گريه

ميكني؟؟پسره گفت هرگز!!!!؟دختربغضش تركيدو چشماش پر از اشك

شد...پسر بغلش كردو بهش گفت : تو خوشگل نيستي بلكه زيباتريني.تو رو

دوست ندارم چون عاشقتم.اگه تو بميري برات گريه نميكنم چون من هم ميميرم

                                                                                                                              

 

    

                   

         

عاشقي جرم قشنگي ست

         

                                   انكارش مكن ! 

                 

شبي از پشت يك تنهايي غمناك و باراني

تو را با لهجه‌ي گلهاي نيلوفر صدا كردم

تمام شب براي با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهايت دعا كردم

پس از يك جستجوي نقره‌اي در كوچه‌هاي آبي احساس

تو را از بين گل‌هايي كه در تنهاييم روييد

با حسرت جدا كردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/04/28ساعت 10:58  توسط جواد | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/04/27ساعت 11:21  توسط جواد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
86/04/22 - 86/04/31
پیوندها
yas vahshi
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان